تبلیغات اینترنتیclose
گاهی که رنگ چشمان تو را گم می کنم (مریم اسدی)
پیچک ( مریم اسدی)
شعر و ادب پارسی

 

 

 حمید طالب زاده

همه چی آرومه تو به من دل بستی،

 این چقدر خوبه که تو کنارم هستی

 

 

احسان خواجه امیری

 

 

 دارم می یام پیشت  جاده چه همواره

 

هوا چقد بوی  عطر تورو داره

 

 

 



نوشته شده در تاريخ جمعه 21 مهر 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

گاهی که رنگ چشمان تو را گم می کنم
پاییز می شوم
و باد لهجه ای زرد
کشان کشان
هلم می دهم تا سنگسار علاقه


همین کافی نیست که پلک نزنی ، گلم ؟
حالا شب به نیمه های عقربه می رسد
و من فکر می کنم دیروز سر انگشت پنجره


روی کدام سطر کوچه بود
که پاورچین و ساده
به آغوش تو ریختم
راستی ، کجای شب بودی که

خواب زمستان سفید شد ؟
پنجره پیش بینی کرده بود
مرا که ببوسی برف می گیرد
حالا در عمق زمستان
کبوتری با آوازی از جنس سیب
روی لب هایم آشیانه کرده

کبوتری سبز که در ایینه پرواز می کند
چشم به راه کدام واژه از دهان دریایی ؟
باور کن

 


هیچ ستاره ای قبل از آسمان متولد نشده
نخ بادبادک نگاهت را پایین بیاور
به من نگاه کن

 


تمروز پنجم پنجره است
و من اندازه ی همین آسمان برهنه
دوستت دارم

 

 

 

مریم اسدی

برچسب ها : ,

موضوع : مریم اسدی 2, | بازديد : 541