تبلیغات اینترنتیclose
یاد سال های ناسروده که می افتم (مریم اسدی)
پیچک ( مریم اسدی)
شعر و ادب پارسی

 

 

 حمید طالب زاده

همه چی آرومه تو به من دل بستی،

 این چقدر خوبه که تو کنارم هستی

 

 

احسان خواجه امیری

 

 

 دارم می یام پیشت  جاده چه همواره

 

هوا چقد بوی  عطر تورو داره

 

 

 



نوشته شده در تاريخ جمعه 21 مهر 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

 

یاد سال های ناسروده که می افتم
هم بازی کودکی هایم تیله هایش را
کنار آواز پروانه ها می چیند
و با کاشی هایش

 


ایوان شمعدانی ها را فرش می کند
حالا فکر می کنم
چند سال از تیله ها بزرگتر شده ام ؟
چند سال از کاشی ها ؟

 


سکوتی که از اردیبهشت کودکی ها
تا امروز صبوری کرده می شکند
سکوتی سبز ، همرنگ تیله ها
امروز دستم را گرفتی

 


و تمام دنیای من کف دستهای تو جا ماند
این بار که دیدمت همراه دست هایت
یک تیله ی کوچک سبز برایم بیاور
باور کن هنوز آن قدر کودکم

 


که تمام دنیایم در همان تیله ی سبز خلاصه می شود
آه ... ستاره ی سبز من

 


صدای ساز می اید
عنکبوتی دارم
که گاهی تار می زند
می خواهم او را نشانت دهم
هم اتاقی من عنکبوت سبزی است

که آواز پروانه ها و لبخند سنجاقک ها را شکار می کند


نمی دانی چه لذتی دارد
گهواره و گریه و خواب
آخر این فصل دوباره زاده می شوم
با یک ستاره ی سبز در قلبم
و تیله ای سبز در دستم

 

 

مریم اسدی

http://www.forum.takdune.com/thread3537.html

برچسب ها : ,

موضوع : مریم اسدی 3, | بازديد : 604