تبلیغات اینترنتیclose
اندکی شبیه دریا شده ام(مریم اسدی)
پیچک ( مریم اسدی)
شعر و ادب پارسی

 

 

 حمید طالب زاده

همه چی آرومه تو به من دل بستی،

 این چقدر خوبه که تو کنارم هستی

 

 

احسان خواجه امیری

 

 

 دارم می یام پیشت  جاده چه همواره

 

هوا چقد بوی  عطر تورو داره

 

 

 



نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 20 مهر 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

اندکی شبیه دریا شده ام
همین دریایی که در حوض خانه ی همسایه است
دهانم طعم آبی گرفته
پاهایم جلبک بسته
و در دلم هزار ماهی بی نام و نشان آشیانه کرده
باز هم نیستی
غروب چهارشنبه
و کسی ناشناس واژه های علاقه را سر می برد
و کنج آواز مردگان می اندازد
نمی دانم
شاید آخر دنیاست
که عقربه ها به بن بست رسیده اند
کاش بیایی
سر بر شانه ات بگذارم
و عریان ترین حرف هایم را
شبیه هق هق پرنده های پر شکسته
یادت بیاورم
هیچ لازم نیست دلهره ی ایینه
از روییدن باد را به رخم بکشی
من آن قدر طعم گس ایینه را چشیده ام
که محرم ترین آشنای باران شده ام
آه ، عزیزم ، رایحه ات پیچیده
بگو کجای سه شنبه ای
هنوز اما خیلی صبورم
که می نشینم و از ته ایینه برایت انار می چینم
تا کی بگویم برگرد
و تو بادبادکی را که ته دریا به جلبک ها گیر کرده
بهانه بیاوری برای نیامدنت
اصلا بگذار طعم خاکستری شب رابچشم
بگذار آن قدر شبیه دریا شوم
که تو دیگر به چشم نیایی
بگذار بمیرم و
وقتی که آمدی
مرگ مرا به عنکبوتم تسلیت بگو

 

 

 

مریم اسدی

http://www.m0ri.com/1389/07

برچسب ها : ,

موضوع : مریم اسدی 1, | بازديد : 558