تبلیغات اینترنتیclose
حالا دیگر نه به سبز ایمان دارم (مریم اسدی)
پیچک ( مریم اسدی)
شعر و ادب پارسی

 

 

 حمید طالب زاده

همه چی آرومه تو به من دل بستی،

 این چقدر خوبه که تو کنارم هستی

 

 

احسان خواجه امیری

 

 

 دارم می یام پیشت  جاده چه همواره

 

هوا چقد بوی  عطر تورو داره

 

 

 



نوشته شده در تاريخ جمعه 21 مهر 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

حالا دیگر نه به سبز ایمان دارم
نه به صدا
نه به سکوت

 


صدایی که مرا با نام دیگری می خواند

 


و سکوتی سبز
که در آخرین شب پاییز
جا مانده است
آه ، دریچه ی آفتاب
کبوتران سوخته ات
بریده بریده
از آسمان می بارند

 


دلهره روی صورت من رنگ می بازد

 


دریا خاکستر می شود
رؤیاهایم بوی دود می گیرد
به یاد بیاور
گفته بودم
خیلی صبورم که هنوز هم
می نشینم

 


و از ته ایینه برایت انار می چینم
اما دیگر نه انار و علاقه
نه علاقه و اقاقی

 


نه پنج شنبه قد کشیده به سمت چراغ
نه روز به خیر و خداحافظ

 


خاموشت کرده ام
نام من پرنده شد و پرید
و نام تو ، ستاره ی سبز من
با خاکستر کبوتران سوخته
آهسته وزید
من آلوده بودم
آلوده ی جزر ومد صدایت

 


و تو برای دست کشیدن به پوست من

 


انگشت هایت را
گم کرده بودی


سه دقیقه از مرگ من گذشت
حالا اندامم را در ایینه غسل می دهم
و با هر چه بود و نبود این گنبد کبود ، بدرود

 

مریم اسدی

برچسب ها : ,

موضوع : مریم اسدی 4, | بازديد : 621